برای درک حقیقتِ بیست و پنجمین نمایشگاه بینالمللی رنگ و رزین تهران (IPCC 2025)، نباید این رویداد را در خلأ و تنها در مقایسه با وضعیت فعلیاش قضاوت کرد. قضاوت صحیح نیازمند سنجش این رویداد در سه ترازوی متفاوت است:
-
پتانسیلهای بالقوه و تحققنیافته.
-
میراث سالهای اوج گذشته.
-
نقطه ایدهآل و تراز جهانی، یعنی ابررویداد China Coat 2025.
این مقاله با عبور از لایه سطحی بازدیدها، تلاش میکند تا با قرار دادن آینه تمامنمای شانگهای در برابر واقعیت تهران، فاصله معنادار میان «آنچه هستیم» و «آنچه امید است باشیم» را در اکوسیستم پرچالش ژئواکونومیک منطقه واکاوی کند.
پارادایمهای متضاد در دو سوی آسیا: بقا در برابر توسعه
درک عمیق تفاوتهای نمایشگاههای بینالمللی در سال ۲۰۲۵، نیازمند گذر از ظاهر و ورود به فلسفه استراتژیهای کلان ملی است. نمایشگاه China Coat شانگهای، نماد قدرت «چین جدید» و تجلی سیاست «چرخه دوگانه» (Dual Circulation) است؛ رویکردی برای تسخیر بازارهای جهانی با تکنولوژیهای سبز و حذف ترکیبات آلی فرار (VOCs).
در مقابل، نمایشگاه IPCC تهران روایتی متفاوت را بازگو میکند: تلاش برای بقا در شرایط انقباضی.
تهران در این معادله، دژی مستحکم برای «امنیت تأمین» و جلوگیری از توقف چرخ تولید است. با این حال، عدم تطابق زیرساختهای نرمافزاری، قوانین دستوپگیر و واقعیتهای تحریمی، مانع از تبدیل شدن آن به یک هاب منطقهای واقعی شده است.
تحلیل رقابتی: تهران در محاصره رقبای منطقهای
در جغرافیای سیاسی صنعت رنگ و رزین، تهران با سه رقیب و شریک با رویکردهای متفاوت روبروست:
۱. روسیه (Interlakokraska, Polyurethanex, Khimia)
بازار روسیه دیگر یک بازار “اروپایی” نیست. خلأ ناشی از خروج برندهای غربی کاملاً توسط رقبای چینی و ترکیهای پر شده است. اگر درهای تجارت ایران باز بود، این تغییر ژئوپلیتیک یک فرصت طلایی برای رشد تجارت محسوب میشد؛ اما در شرایط فعلی، ایران تنها میتواند تجربیات خود در زمینه «واردات در شرایط تحریم» را با روسیه به اشتراک بگذارد.
نکته کلیدی: افزایش ۳۰ درصدی حضور شرکتهای روسی در نمایشگاهها سیگنال مهمی است. این رشد نشاندهنده افزایش تولیدکنندگان داخلی رنگ و رزین در روسیه است که تشنهی مواد اولیه (رزین، افزودنیها، پیگمنتها) هستند و به دلیل تحریمها، به دنبال شرکای تجاری قابل اعتماد میگردند.
۲. ترکیه (PaintExpo Eurasia, Paint Istanbul, Putech)
ترکیه بازیگری هوشمند است که با ایفای نقش «پل دانش» و رعایت استانداردهای پیمان سبز اروپا (EU Green Deal)، رقیب سرسخت ایران در بازارهای CIS و عراق محسوب میشود.
در سال ۲۰۲۵، بازار نمایشگاهی ترکیه کاملاً تخصصی و تفکیک شد:
-
اکتبر (PaintExpo): مختص متقاضیان “ماشینآلات”.
-
نوامبر (Putech): مختص متقاضیان “فرمولاسیون و رزین”.
این تفکیک اگرچه از شلوغی عمومی کاست، اما به نفع بازدیدکنندگان تخصصی تمام شد. حضور پررنگ تولیدکنندگان مواد شیمیایی ترک (فراتر از تریدرها) نشان میدهد که ترکیه در حال عمق بخشیدن به زنجیره تأمین خود برای کاهش وابستگی به واردات است.
۳. امارات (Middle East Coatings Show – MECS)
امارات به عنوان هاب لوکس تجارت، همچنان از فقدان عمق صنعتی رنج میبرد و در این صنعت کوچک باقی مانده است. در سال ۲۰۲۵، فروشندگان رزینهای عمومی (مثل آلکید یا اکریلیک ساده) در امارات شانس زیادی نداشتند. اما نمایشگاه سپتامبر (UTECH) برای فعالان حوزه چسبهای پیشرفته، عایقها و پلیاورتان بازدهی بالایی داشت.
سیگنال خطر: عدم برگزاری MECS در سال ۲۰۲۵ و لغو رویداد شارجه نشان میدهد شرکتهای بینالمللی بودجه خود را برای رویدادهای “مگا” (مانند MECS 2026 یا رویدادهای ریاض) ذخیره کرده و از رویدادهای کوچک دوری میکنند.
توزیع جغرافیایی شرکتکنندگان در UTECH:
-
چین (۴۰٪): تسلط کامل بر مواد اولیه پایه.
-
اروپا (۳۰٪): تمرکز بر ماشینآلات و تکنولوژیهای خاص.
-
خاورمیانه و هند (۳۰٪): پر کردن زنجیره تأمین منطقهای.
کالبدشکافی چالشهای ساختاری IPCC 2025
علیرغم پتانسیل عظیم زیرساختی و موقعیت ژئواستراتژیک تهران، بیست و پنجمین دوره نمایشگاه با چالشهای بنیادین زیر روبرو بود:
۱. شکاف تکنولوژیک (The Tech Gap) و تراژدی سالن ۵
برخلاف China Coat که ویترین مواد اولیه جهان است، سالن ۵ نمایشگاه تهران (قلب مواد اولیه) از غیبت غولهای اروپایی و تنوع پایین تأمینکنندگان رنج میبرد. موانع بانکی و ریسکهای تحریمی، نه تنها تعامل با اروپا را قطع کرده، بلکه اشتیاق شرکای آسیایی را نیز برای معاملات شفاف کاهش داده است.
این انسداد تجاری، فرصت حیاتی «انتقال دانش» و «نوآوری در فرمولاسیون» را از بین برده است. در حالی که جهان و چین بر لبه تکنولوژی پایه آب (Waterborne) حرکت میکنند، ایران همچنان درگیر رزینهای پایه حلال است. این شکاف تکنولوژیک، شانس رقابت محصولات ایرانی را حتی در بازارهای همسایه (ترکیه و امارات) کاهش میدهد.
۲. بحران تعرفه ارزی غرفه برای بازرگانان داخلی
اخذ هزینه غرفه به صورت «ارزی» از شرکتهای بازرگانی ایرانی، اقدامی تنبیهی علیه تأمینکنندگان مواد اولیه است. شکاف قیمتی فاحش بین تولیدکننده (۲ میلیون تومان/متر) و بازرگان (۲۵۰ یورو معادل ۳۶ میلیون تومان/متر) تبعیضآمیز است.
سوال اساسی: وقتی یورو ارز رایج مبادلات داخلی نیست و شرکت درآمد ریالی دارد، بر اساس کدام منطق اقتصادی باید هزینههای بازاریابی را ارزی پرداخت کند؟
۳. چالشهای اجرایی و استانداردسازی
برای ارتقای جایگاه نمایشگاه در تقویم جهانی، اصلاحات زیر ضروری است:
-
مدیریت اجرایی و مسیریابی: «سردرگمی در جهتیابی» چالش اصلی بازدیدکنندگان بود. فقدان شمارهگذاری غرفهها و نقص در نقشههای دیجیتال، برنامهریزی بازدیدکنندگان تخصصی را مختل کرد.
-
اثربخشی دورههای آموزشی: محتوای صرفاً آکادمیک و عدم تمرکز بر راهکارهای عملیاتی، باعث شد این بخش نتواند محرکی برای «توسعه صنعتی» باشد.
-
تقویم نمایشگاهی: همزمانی با Plast Eurasia و فاصله کم با China Coat 2025، راندمان حضور مشارکتکنندگان را کاهش میدهد.
پارادوکس شرکتهای دانشبنیان در اقتصاد تورمی
غرفههای خلوت شرکتهای دانشبنیان حقیقتی تلخ را آشکار کرد: در «اقتصاد بقا»، اولویت تولیدکننده خرید کالای ارزان و «گرید اقتصادی» است، نه تکنولوژیهای High-Tech. تا زمانی که درهای تجارت باز نشود، توسعه تحقیق و توسعه (R&D) بیرمق باقی خواهد ماند.
جمعبندی و نقشه راه آینده
نمایشگاه IPCC 2025 نشان داد که صنعت رنگ و رزین ایران زنده، اما تنهاست. برای عبور از این وضعیت و دستیابی به جهش صادراتی، اقدامات زیر ضروری است:
-
اصلاح تعرفه غرفه: حذف کامل دریافت ارزی از شرکتهای ایرانی برای بازگشت عدالت.
-
تغییر ریل آموزشی: عبور از مباحث تئوری به سمت «روندهای بازار جهانی» و ورکشاپهای عملیاتی.
-
دیپلماسی اقتصادی هوشمند: تمرکز بر بازارهای روسیه، پاکستان و آفریقا.
-
اصلاح تقویم نمایشگاهی: ایجاد فاصله زمانی استاندارد با رویدادهای بزرگ منطقه.
-
جذب برندهای شرقی: ایجاد مشوقهای سرمایهگذاری برای بازگرداندن برندهای چین و هند جهت انتقال تکنولوژی.
ایران باید چین را نه به عنوان رقیب، بلکه به عنوان «الگو» قرار دهد و با تکیه بر مزیت انرژی، مسیر رشد منحصر به فرد خود را ترسیم کند.